سيد محمد دامادى

183

شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )

در قرآن كريم اين كلمه گاهى به معنى مطلق تخت و تخت شاهى استعمال شده است [ ر ك قرآن كريم سورهء نمل آيه 23 و 38 و 31 و 42 ] و گاهى هم به معنى جايگاه خداى . ستاره شناسان دوران پيش ، بنا به دانش زمان خود ، بر آن بودند كه زمين در مركز تعالى بر آب نهاده شده است [ قرآن كريم سورهء هود آيهء 8 و سورهء طه آيه 4 ] و عرش و تخت و مقام إلهى كه هشت ملك مقرّب آن را حمل مىنمايند [ قرآن كريم سورهء ألحاقة آيهء 17 ] شيعيان ، عرش را علم و قدرت خدا مىدانند كه بر تمام اشياء و موجودات إحاطه دارد [ اصول كافى ج 1 ص 133 - 129 ] و صوفيان آن را محيط بر جميع أجسام مىدانند كه به جهت ارتفاع بسيار و به علّت بلندى آن را تشبيه به تخت پادشاه كرده‌اند و نزول أحكام قضا و قدرت إلهى از آنجاست ( تعريفات ) [ تعليقات اسرار نامه / ص 232 و 231 نيز حواشى منطق الطير / مرحوم سيّد صادق گوهرين ص 277 ] تو را ز كنگرهء عرش مىزنند صَفير * ندانمت كه درين دامگه چه افتادست [ « حافظ » غزل 37 / 5 ] يارِ ما چون سازد آغازِ سماع * قدسيان بر عرش دست افشان كنند [ 192 / 3 ] وقتِ صبح از عرش مىآمد خروشى عقل گفت * قدسيان گويى كه شعرِ حافظ از بر مىكنند [ 194 / 10 ] كوسِ ناموسِ تو ، از كنگرهء عرش زنيم * عَلَمِ عشقِ تو بر بامِ سماوات بريم [ 366 / 5 ] رِواق ؛ به كسر اوّل بر وزن عراق ، پيشگاه خانه را گويند . و ايوانى كه در مرتبهء دوم ساخته باشند . « برهان قاطع » رواقِ مَنظرِ چشمِ من ، آستانهء تست * كَرَم نماى و فرود آ ، كه خانه ، خانهء تست « حافظ » [ غزل 35 صص 86 و 87 چاپ دكتر خانلرى ]